تبلیغات
پزشکی تهران ورودی 91 گروه D
TUMS Medicine students, Group D
14 اردیبهشت روز سمپاد به همه دوستان سمپادی مبارک :)



متن در ادامه مطلب...
 

یکجا نشسته ای و سرت به کار خودت است، یکهو میبینی چند نفر دارند درباره اش صحبت میکنند، یکجوری وارد صحبتشان میشوی! مثلا از فلان اتفاق میگویند که خوب است یا بد؟ و تو با حرارت شروع میکنی بحث کردند که چرا مثلا بد است این همه زیاد شدن تعدادش! اصلا بحث بالا میگیرد ، رگ غیرتت هم شاید متورم شود آن وسط ها! بعد شاید نگاه های متعجبی را حس کنی که نمیفهمند چرا انقدر برایت مهم است؟ اصلا مگر تو "فارغ از تحصیل " در آنجا نشده ای؟ پس دیگر چه ات است؟ اصلا به تو چه ربطی دارد که چند تا شده الان؟ به تو چه ربطی دارد که فلان معلم هنوز هم می رود آنجا یا نه؟ امتحانش امسال چطوری بوده است؟ زمینش را چه شکلی کرده اند؟ میز ها را قرار است چه رنگی کنند؟ بوفه دار مدرسه حالش خوبست یا نه؟ بابای مدرسه چه کار میکند؟
بعضی چیز ها هستند که یک مدتی داریشان و بعد هم تمام میشوند ، مثلا یک مدتی محصل دوره ی راهنمایی هستی و بعد دیگر نیستی! یک مدتی دبیرستان فلان درس میخوانی بعد دیگر نمیخوانی! یک مدتی دانشجو هستی و بعد دیگر نیستی... اما بعضی چیزها هستند که بخشی از تو میشوند. و تو به این راحتی ها نمیتوانی یک مدتی یک بخشی از خودت را داشته باشی بعد دیگر نداشته باشی!
میدانی، تحصیل شاید فراغت بشناسد، اما زندگی که این حرفها حالیش نیست، تا وقتی نفس میکشی زندگی میکنی! تا وقتی زنده هستی یک چیزهایی را همراه خودت داری.
بعضا بهت میگویند که فکر میکنی چیزی بیشتر از دیگران داری! و چه اشتباهی! گاهی جواب نمیدهی و لبخند میزنی، گاهی یک جواب شوخی وار میدهی، گاهی ناراحت میشوی و بحث میکنی بلکه قانعشان کنی، گاهی هم عصبانی میشوی که بدتر میکنی قضیه را! آخر بحث زیاد و کم نیست اصلا! بحث یک خانواده است! یک خانواده ی بزرگ با خاطرات مشابه... یک خانواده که وسعتش نه شهر و قومیت میشناسد، نه اینور مرزها و آنور مرزها حالیش میشود، نه سن و سال دارد... یکهو میبینی نشسته ای از خاطرات مشترک با کسی میگویی که دوبرابر تو سن دارد! خاطراتتان مشترک است. البته "زمان"ش فرق دارد، "مکان"ش فرق دارد، "آدم"هایشان هم فرق دارد! اما دقیقتر که نگاه کنی میبینی " همان " خاطره است. تو هم "همان" هایی، "همان"جایی، "همان" موقعی...
صحبت زندگیست، صحبت روزهایی است که پر اند از تو، و تویی که پری از آن روزها، صحبت نفس هایی است که با داشتنش کشیده ای، صحبت جایی است که خودت صد بار به شوخی انواع و اقسام عبارات را از توی مخفف اسمش کشیده ای بیرون، صحبت نامی است که هنوز اگر کسی آنور دنیا مدال ریاضی میگیرد هم نامش را میبرد، صحبت جایی است که هر جا بروی و هر کار بکنی داری اش، با تو زندگی میکند، با آن نفس میکشی...
صحبت 8 تا فلش است که هر چقدر هم سمتشان فرق کند، از یک جا می آیند و پر اند از چیزهای شبیه هم...
روز سمپاد مبارک :)

نویسنده متن: خانم عطیه موسویان



[ دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 ] [ 08:00 ب.ظ ] [ کسری هندی ] [ نظرات ]